X
تبلیغات
دختری از حوالی مریخ
با کلی پاره سنگ
و بعد

یاد میگیری رشد کنی

یاد میگیری به ثمر بنشینی

یاد میگیری سرت را به آسمان بلند کنی و سایه ات را به زمین ببخشی

اما پیش از آن "بعد"؛

باید یاد بگیری بایستی، چشم به افق بدوزی و قدم برداری.

دستت را به من بسپار

ریشه هارا فراموش کن

بیا قدم برداریم

× جمعه نهم اسفند 1392 × 15:10 × فلرتیشیا ×

به این فکر میکنم که اونم به اندازه ی من ناراحت شده... ولی به خاطر من سعی میکنه قوی باشه و منو دل داری بده!

منم باید یه روز، همچین مادری بشم...

× چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 × 1:7 × فلرتیشیا ×


میدونید چرا همه ی ما یا شکست عشقی خوردیم، یا همین الان یه دوستی داریم که شکست عشقی خورده و حالشم خیلی گرفته و داغونه؟ میدونید چرا ما جوونای ایرانی خیلی بیشتر از بقیه ی کشورا ممکنه شکست بخوریم تو روابطمون؟
جواب زیاد پیچیده نیست. زیاد سخت نیست. زیاد دور از ذهن نیست. 90% ما جوونا، یا حتی بیشتر، هیچ وقت نمیتونیم به خونواده هامون بگیم که با کسی دوست هستیم. نمیتونیم بگیم کسی رو دوست داریم. باهاش کنار نمیان. فکر میکنن گول خوردیم، یا اشتباه کردیم، یا منحرفیم. 90% ما، یا حتی بیشتر، از راهنمایی ها و همفکری والدینمون محرومیم. ما نمیتونیم باهاشون مشورت کنیم، نمیتونیم ازشون سوال کنیم.
اگه شما والدینی دارید که باهاشون تو این مسائل راحتید قدرشونو بدونید!
خیلیا میگن اگه ما اینیم نسل بعد از ما چی میشه. من بهتون میگم. نسل بعد از ما خیلی بهتر از ما میشه. نسل بعد از ما پدر و مادری دارن که خودشون تنهایی بدون این که کسی پشتشون باشه و حمایتشون کنه با یه شهر، با یه فرهنگ جنگیدن. جلوی نگاهای خیره ایستادن و سرشونو بالا گرفتن. نسل بعد از ما، بچه های ما نمیترسن بیان از ما سوال بپرسن، نمیترسن مشورت کنن. جواب وسالا و مشکلاتشونو میتونن از پدر و مادرشون بگیرن نه اینترنت. نه دوستای بزرگتر و با تجربه تر.
بیاین همچین والدینی باشیم.

× سه شنبه یکم مرداد 1392 × 13:56 × فلرتیشیا ×

توی زندگی، خیلی کارا هست که ما دوست داریم انجام بدیم ولی به هر دلیلی، امکانش واسمون وجود نداره.

ولی گاهی نبود امکانات واسه انجام یه سری کارایی، بی انصافی محضه.

زندگی؛ بی انصافه

آدمای زیادی رو میشناسم که خیلی خیلی با استعداد و باهوشن، آدمایی که میتونن خیلی بیشتر از اون چیزی که هستن باشن. ولی اونقدر محدودیتای زندگی گریبانشونو میگیره که چه بسا از دست میدن استعدادشونو در طول زمان...

گاهی از زندگی متنفر میشم

× دوشنبه دهم تیر 1392 × 22:16 × فلرتیشیا ×


مازوخیسم دارم.

البته این اسمو گفتم چون با کلاسشه.

خود آزاری اسم دیگه شه.

میدونم دیدن پروفایلش عذابم میده...

ولی بازم سر میزنم.

با این حال؛ دیگه مثل سابق واسم سخت نبود

داره کم کم باورم میشه که اونم کسی نبود

فقط من بزرگش کرده بودم

تمام چیزی که بود و داشت؛ ارزشی بود که من بهش داده بودم.

اونم یه آدمه مثه بقیه

گاهی خوب

و از بعضی جهات

یا حتی خیلی جهات

اونم بی ارزش و حقیره.

اون روحمو شکست

ولی وقتی جمعش کردم و چسبش زدم

ارزش من بیشتر شد...

من چیزایی رو دیدم که قبلا نمیدیدم

و بُعد دیگه ای از آدما رو شناختم. بُعد حقیرشونو...

بعد تاریکشونو...

من یه زنم.

زنی که این روزا خیلیا آرزوی داشتنش رو دارن...

ولی من یه زن دست نیافتنی ام...

واسه داشتن من دیگه حرف و قول کافی نیست...

واسه داشتن من باید مرد بود

× شنبه یکم تیر 1392 × 21:59 × فلرتیشیا ×


توی زندگی انتخابای سختی وجود داره. و حتی انتخابای وحشتناکی :|

بین پدر ومادر یا همسر

بین شغل با درآمد کمتر و مسیر نزدیک تر یا شغل بهتر با مسیر دور

بین از دست دادن زیبایی به قیمت زنده موندن، یا زیبا مردن

بین ایران و دوستا و خانواده و هم زبونا و هم فرهنگا و هم فکرا، یا امریکا و آزادی

بین رای دادن و جنگیدن یا ایستادن و تماشا کردن

بین خودکشی یا تحمل

بین درد زایمان یا درد بخیه و جراحی

بین سالم زندگی کردن یا ریسک جراحی زیبایی

بین شیمی درمانی و جنگیدن با سرطان یا بی خیال و تسلیم شدن و چند صباح آخرو خوش بودن

بین دولتی یا آزاد

بین آپارتمان بزرگ یا ویلایی کوچیک

بین آمپول یا قرص

بین خیانت یا صداقت

بین کیش یا شمال

بین مهمونی خونوادگی یا مسافرت مجردی

بین....

انتخابا زیادن

بیاین سخت نگیریم

بیاین به این فکر کنیم که ممکنه انتخابی که واسش سخت میگیریم، واسه کسای دیگه خنده دار باشه! خیلیا آرزوشو داشته باشن. آرزو داشته باشن به جای فکر کردن به شیمی درمانی به کیش فکر کنن!

بیاین صادق باشیم با خودمون...

زندگی اونقدرا هم سخت نیست...


× شنبه هجدهم خرداد 1392 × 13:55 × فلرتیشیا ×

پرسش:چرخه ی موزیک-خواب چیست؟

پاسخ: چرخه ای ست که هنگامی که انسان تحمل بیداری را ندارد به آن روی میآورد. در این چرخه تا جایی که بدن ظرفیت دارد میخوابم. هنگامی که بدن واقعا توانایی خوابیدن بیشتر را ندارد، به موزیک روی آورده و تا جای ممکن، یعنی آستانه ی تهوع موزیک گوش میدهیم. بعد برای پیش گیری از تهوع، میخوابیم!

ممکن است این سوال پیش بیاید که "تحمل بیداری را نداشتن" یعنی چه؟

این عبارت بدین معناست که شما از لحاظ روحی بسیار خسته و آشفته میباشید و تحمل فکر کردن به مسائل پیش آمده را ندارید زیرا باعث آشفتگی و آزار بیشتر شما میشود. بدین ترتیب میخوابید تا به چیزی فکر نکنید. موزیک هم در بیداری حکم گریزاننده ی فکر را دارد.

این چرخه نوعی فرار از حقایق است، ولی در مواردی که حقایق باعث سرگشتگی و رنجش بیش از اندازه ی شما میشود، مجاز به استفاده از آن هستید.

تجربه ثابت کرده است که اطرافیان ابتدا نگران شما خواهند شد ولی پس از مدتی شما را به حال خود میگذارند تا از این حال بیرون آیید.

+هم اکنون!

The sun is black

Then it's shades of red

× یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 × 13:49 × فلرتیشیا ×


سیگاری که به خاطر من کشیدی

دروغی که به خاطر تو شندیم

خوابی که به خاطر من نرفتی

دردی که به خاطر تو کشیدم


عشقی که نبود از اول

مردی که قرار بود تو باشی

ترسی که داشتم از آن روز

و تا هنوز منتظرش گذاشتی


اینطرف من؛ گیلاس خالی

آنطرف تو... غرق دود سیگاری

درد میکشیم، بغض میکُشیم

چه روزگاری... چه روزگاری...


اشتباه کجا بود،که راه جدا شد؟

من چه کردم؟ عشق کجایی؟

هیچ ندانم... هیچ نگویم....

مرگ رسیده؛ کجای کاری؟!

× چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 × 22:1 × فلرتیشیا ×

دردم طبیعی به دنیا نیامد

سِزارینش کردند

خودش را در آوردند

ولی زخم دردناکش با هر نفس؛ با هر قدم، یادم می آورد

چیزی درونم بود که یادگاری از تو بود...

× سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 × 0:7 × فلرتیشیا ×

بگبر دستمو وقتی دوتایی غرق میشیم

منو نجات نده... موقع نجاتم نیست...


سیامک عباسی-من انتخاب شدم

× چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 × 19:43 × فلرتیشیا ×